آترینآترین، تا این لحظه: 13 سال و 11 ماه و 10 روز سن داره

آترین کوچولو

کلاس زبان

از ترم پاییز تصمیم گرفتم اسمت رو کلاس زبان بنویسممممم .اگر بدونی چقدر خوبه امیدوارم خوب یاد بگیری وتو آیندت به کارت بیاد که مطمئنا میادد از ch1 شروع میشه مربیتون یا به قول خودت teacherتون پریسا جون هستن اینم چندتا از عکسهای کلاستون: کلی دوست جدید پیدا کردیییییی   البته عکسه ترکیبی از ch1 و ch2  هست             این عکس بالاییه رو برا این گذاشتم چون مربیتون هم تو آینه افتاده   چیزایی که در مجموع یاد گرفتید طی این دوتا کلاس: /eyes . nose . arms . leges. ears.table .caryoun.red.blue.teacher.door.open.close....
22 آبان 1395

بدون عنوان

عشقم خیلی وقته برات چیزی ننوشتم ,روز جمعه ای یکهو بابا رضا هوس بیرون رفتن به سرش زد و راهی برغان شدیم ,هوا سرد سرد بود ولی مردم همینطور آمده بودن بیرون ,انگار سرما هیچ  اثری بهشون نداشت😉 دم رودخونه رفتیم و یه آش رشته ای خوردیم ,عاشق آشی عشقم 😘😘اینقدر با مزه میخوری همه رو به هوس میاندازی😍😍😍         ...
14 مهر 1395

طالقان تیرماه 95

عاشق طالقونی صبحهایی که میخوایم بریم همین صدات میکنم   پاشو میخوایم بریم طالقان سریع میپری,کلی ذوق میکنی😍😘   اونجا هم که میریم صبح هنوز بیدار نشده میری بیرون و یه    چرخی میزنی و آلبالو میخوری و میای تازه صبحانه میخوری                     ...
3 شهريور 1395

بدون عنوان

امروز قرار بود آرمان جان و مانی جان بیان خونمون,البته قبلش قرار بود بریم بیرون ولی اینقدر هوا گرم بود ترجیح دادیم تو خونه قرار بگذاریم و شما سه تا باهم بازی کنید   کلیم با هم بازی کردید و آرمان و مانی یه کمکی با هم کلکل کردن   فدای تو بشم از دلجویی کردنهات از این دوتا یه بار آرمان مانی رو  گاز کرفته بود نبالش راه افتاده بودی و هی با اخم میگفتی منو  نیگاه کن بهت میگم منو نیگاه کن,بعد اومده بودی به مانی میگفتی از اون غذا خوشمزه ها دوست داری عزیزم برات بیارم خیلی خوشمزست هااا(فدای تو بشم مامان آخه تو پختن لازانیا به  مامان کمک کرده بودی عشقمممم) و امااینم عکسهای شما سه تا فسقلی که خاله شیرین زحمت...
31 تير 1395

بدون عنوان

اینم پسر دوست مامان پارسا جون که تو نبود بابا رضا آمدن    خونمون و کلی با هم بازی کردید😘😘     ...
17 تير 1395

یه شب و عشق مامان موقع خواب

  این عکسم مال امشبه پیشم رو زمین تواتاقت خوابیده بودیم  هوس کردم ازت یه عکس بگیرم کلی باهات حال میکنم عشقم😘😘😘 مامان رو بغل میکنی و کلی بوسم میکنی امشب تازه بوسیدیم و بهم گفتی آخش خستگیم در رفت😉بعضی وقتها که بوست میکنم بهت میگم یاد گرفتی الانها با کتاب حال مییکنی برات دوتا کتاب قصه گرفتم یکی کدو قلقله زن و یکی موش دم بریده وقتی میخوای بخوابی برات قصه میخونم روزها هم کتابهاتو وا میکنی و خودت میخونی گلم   ...
29 خرداد 1395

کلاس تفکر خلاق

  اینها هم چند تا عکس از کلاس تفکر خلاق که ترم بهار 95 میرویم   و کارهایی که تو کلاس انجام دادیم😉😘           اینم اخرین روز کلاس با آقا مانی البته بهراد جان و سینا جونم  بودن که افتخار عکس گرفتن ندادن😉😄😄😄     ...
27 خرداد 1395

بدون عنوان

عاشق این گیگیلیهاتی بقول خودت,امروز رفته بودم بیرون کلی  گشتم تا برات از اینا پیدا کردم تا دم موشی میکنی تکون بخوره😘 😘😍امشبم داشتیم میرفتیم خونه خاله اینا ازت با لباس خوشگلت عکس گرفتم   ...
19 خرداد 1395

بدون عنوان

اینم عکس شما و شانیسا خانوم تو دور همی مامان و دوستام شبم پیش هم بودید و کلی با هم خوش گذروندین😍😍😘       ...
16 خرداد 1395